نــا گـفـته ها !

وقتشه که با خـــدا آشتی کنیم...

وقتشه که با خـــدا آشتی کنیم...

چه دعایی کنمـت بهتر از این / که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد

داغ ترین حرفهای شما!
"نگارنده"
وزارت لینک دونی !

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رستوران» ثبت شده است

حتما متن زیر رو بخوانید یه جریان واقعیه .. فوق العاده عجیب و جالبه! تخیّلی و معجزه هم نیست. 

این داستان رو یکی از دوستای نزدیکم برام فرستاده.

از زبون خودشه !!!

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود
هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ... افراد زیادی اونجا نبودن , 3نفر ما
بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا 60-70 سالشون بود.
ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد .البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم.
بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از 8 سال یه بچه بهشون داده

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۰:۴۴
علیــ ـ ـ ـرضا